| 
اوايل شهريور 1357 بود كه امام موسي صدر به اصرار بومدين، رئيس جمهور الجزاير و به دعوت رسمي قذافي به ليبي سفر كرد. ايشان قصد داشت در ملاقات با قذافي شرايط حساس لبنان وخطرات آينده را مطرح كند و او را متقاعد كند كه از آتش افروزيهاي خود در لبنان دست بردارد واجازه دهد، لبنانيها خود مسائلشان را حل كنند. قذافي عقيده داشت براي حل مشكل لبنان يا بايد مسيحيان وساير طوايف مسلمان شوند ويا كشته. رهبر ليبي بارها گفته بود كه راه قدس از جونيه- منطقه مسيحي نشين ومركز قدرت طايفه مسيحي- مي گذرد.
امام موسي صدر هر چند به اكراه اما به ليبي رفت. همراهان ايشان در اين سفر شيخ محمد يعقوب و عباس بدرالدين بودند. بدرالدين براي پوشش خبري اين سفر با امام همراه شده بود. اما در حدود يك هفته اي كه آنان در ليبي بودند، هيچ خبري مخابره نشد. اسناد ومدارك موجود وتحقيقات دادگاههاي ايتاليا ولبنان افزون بر اينكه نشانگر حيات امام است، به راحتي و وضوح اثبات مي كند كه امام موسي صدر و همراهانشان به دستور قذافي در ليبي ربوده و زنداني شده اند. اطلاعات امروز دستگاه اطلاعاتي ايران همانست كه 27 سال پيش ساواك جمع آوري كرده بود كه به علت دشمني رژيم پهلوي با امام صدر،چندان قابل اعتماد نيست.
نهم شهريور، بيست وهفتمين سالروز ربوده شدن امام صدر است. نخستين سوالي كه پس از اين سال ها به ذهن متبادر مي شود اينست كه چرا پس از 9862 روز نه تنها امام موسي صدر آزاد نشده كه حتي هنوز هم پردة ابهام از سرنوشت ايشان كنار نرفته است؟
پرسشهاي بي پاسخ ديگري نيز مطرح مي شود؛ از جمله اينكه نسبت فاجعه ربودن امام با حقوق بشر چيست؟ مگرنه اينكه درجوامع بين المللي مراكز و قوانيني وجود دارد كه قضيه «ناپديد شدگان اجباري» را در سراسر جهان پيگيري مي كند؟ آيا نبايد پرسيد چرا قضيه امام موسي صدر مشمول آن قوانين نشده است وچرا نظام بين الملل نسبت به آن بي تفاوت بوده است؟ ويا چرا از طرق ديپلماتيك وادار به پيگيري نشده اند؟
مگر وزارت امور خارجه مسئول اجراي ديپلماسي ايران نيست؟ آيا نمايندگان وسفراي ايران تاكنون اين قضيه را در كميتة حقوق بشر سازمان ملل يا ديگر سازمانهاي ذيربط بين المللي مانند كنفرانس اسلامي يا جامعه عرب مطرح كرده اند؟ آيا حتي يك بار سفير ليبي را در ايران براي پاسخگويي به وزارت خارجه فراخوانده ايم؟
مقام معظم رهبري «عزت، حكمت ومصلحت» را «يك مثلث الزامي براي چارچوب ارتباطات بين المللي» مي دانند. آيا پيگيري جدي اين قضيه مصداق بارز تحقق اين سه اصل در ديپلماسي خارجي نيست؟ پيگيري سرنوشت امام موسي صدر بيانگر حكمت است يا عدم پيگيري؟ آزاد كردن ايشان از زندان ليبي نشانه عزت جمهوري اسلامي است يا در بند ماندن ايشان؟ برخورد همه جانبه، اصولي، منطقي و استفاده از تمام ظرفيتها و نيروهاي موجود در كشور نشانگر اقتدار است يا ملاحظه كاري و اهمال؟ و آيا پاسخ دادن به مطالبات علما، مراجع و چهره هاي مطرح علمي، فرهنگي و سياسي كشور كه تجلي آن نامه نخبگان خطاب به دولت جمهوري اسلامي است، رعايت مصلحت است يا پاسخ ندادن به اين مطالبات؟
جناب آقاي خاتمي ربودن امام موسي صدر را «توطئه اي بزرگ» ناميدند كه «پس از 26 سال از اختفاي او همان دستهايي كه او را ربوده اند مانع مي شوند كه از اين معماي پر راز پرده گشوده شود.»[2] اكنون سؤال اينجاست كه چرا اقدامي براي مقابله با اين موانع نشده است؟ پس علت تاسيس وزارتخانه اي به نام اطلاعات چه بوده است؟ مگر نه اينكه اين وزارتخانه مسئول شناسايي ومعرفي همين دستها وموانع است؟
به گفته مهندس مهدي چمران بي همتي، ملاحظه كاري، وسياسي كاري موجب شد غيبت امام موسي صدر ربع قرن طول بكشد.[3] آيا زمان آن فرا نرسيده كه «بي خبري ها در اين قضيه با همت صاحبان همت ومسئوليت پايان يابد؟»[4]
بسياري از مسئولين ونمايندگان مجلس سطح روابط ايران و ليبي را ضعيف مي دانند ومتفقاً تأكيد دارند قدرت ايران به حدي رسيده است كه اگر پيگيريها را جدي تر كنيم وبه ميدان عمل وارد شويم، دولت ليبي كوتاه مي آيد. هم اكنون و با اين شرايط آيا وقت آن نرسيده است حق اين قضيه را ادا كنيم وبا برخوردي مناسب با شأن جمهوري اسلامي حكمت و عزت و اقتدارمان را نشان دهيم؟
دولت ليبي يقيناً مسئول جان وحفاظت از سلامتي امام موسي صدر است. به نظر مي رسد كرامت انساني ايجاب مي كند اين مسئله تا آزادي ايشان دنبال شود وبايد چهرة معترض ايران را به متعرضين نشان داد، حتي اگر امام صدر يك عالم ومصلح شيعه نيز نباشد.
به هرتقدير در آستانه بيست وهفتمين سالگرد ربودن امام موسي صدر قرار داريم. بايد كاري كرد. در هياهوي سياسي وتعاملات قدرتها، بايد بدانيم كه خانواده امام ودوستان وعلاقمندان ايشان قدرت سياسي وتوانايي متناسب و ارتباطات لازم براي برخورد با دولت ليبي را ندارند. هر چند كه طي اين سالها همه امكانات معنوي وماديشان را براي پيگيري قضيه ربودن وآزادي امام صدر مبذول كرده اند وعليرغم كمي عِده و عُده، توانسته اند نام وياد امام را حفظ كنند. ونگذارند اين توطئه به فراموشي سپرده شود.
بايد كاري كرد كه ثمره آن آزادي امام باشد. نه كاري با هياهو كه فقط اسقاط تكليف تعبير شود.
خانواده تا به امروز پرچم حق خواهي را عليرغم تمام تهديدها وفشارها وتنگناها به دوش كشيده. اينك شايسته است و زمان آن فرا رسيده كه دولت جديد و اصولگرا اين پرچم را به دوش گيرد وبا تمام ظرفيت خود قضيه ربودن امام موسي صدر را تا آزادي ايشان سريعاً پيگيري كند وكوتاهي هاي بيست وهفت سال گذشته را جبران نمايد كه پيگيري اين قضيه دفاع از حق، دفاع از علم وعمل، دفاع از شهروند ايراني، دفاع از كرامت وآزادي وآزادگي انسان و دفاع از اصول وارزشهاي انقلاب اسلامي است.
در اين مختصر در پي نقد گذشته و بررسي نقاط قوت وضعف عملكرد دولت ها ومسئولان گذشته نيستيم. هر چند كه انتشار نقد منصفانه گذشته براي دولت جديد وتدوين استراتژي مناسب براي پيگيري همه جانبه ضروري است.
گفتگو آئين درويشي نبود
ورنه با تو ماجراها داشتیم
[1] منتشر شده در ويژه نامه همشهري(خردنامه) امام موسي صدر ۹شهریور ۸۴
[2] سخنراني جناب آقاي خاتمي در همايش امام موسي صدر؛ انديشه ربوده شده 29/2/83
[3] خبرگزاري مهر 10/6/82
[4] پيام مقام معظم رهبري به همايش دانشگاه مفيد شهريور 78 |