گفتهاند در زمان فتحعليشاه هنگامي که ايران و روسيه اختلافات فراواني داشتند شاه قاجار در نتيجه ناآگاهي و خوشباوري ميپنداشت که خواهد توانست با ملايمت و دوستي از منافع و تماميت ارضي ايران در مقابل روسها دفاع کند لذا هداياي فراواني را در قالب کارواني براي تزار روس فرستاد.[1] به کهنسالي رسيده و به پيري گام نهاده اما پيرانهسر هنوز به جواني نوبالغ ميماند. با وجود اين او بينظير است؛ او کسي نيست جز معمر قذافي، رهبر ليبي. نخستين نشانه عظمت خود را آنجا رقم زد که ليبي را «جمهوري عظمي» ناميد. اينگونه بود که با يک لغزش قلم، ليبي به کشوري در حد و اندازه امپراتوري بريتانيا مبدل شد.[2] سخنان روز عيد غدير مقام معظم رهبري در تبيين برخي نشانهها و اخبار مبني بر تلاش مشترک آمريکا و انگليس و تشکيل اتحادي با حضور اين دو کشور و چند کشور عربي عليه جمهوري اسلامي ايران، هشداري براي همگان بود كه بايد بلافاصله براي بررسي و اجراييكردن مضمون اين هشدار اقدام شود. با تأسف بايد گفت برخي از اين کشورهاي عربي در پي تضعيف جمهوري اسلامي و تحکيم پيوندهاي خود با آمريکا هستند. با نگاهي به رفتار و موضعگيريهاي حکومت ليبي و قذافي، رئيس اين کشور اين مسأله را بررسي ميکنيم.
1- چند روز پيش شبکه تلويزيوني «المستقله» که برنامههاي خود را به زبان عربي از لندن پخش ميکند، مصاحبهاي با يکي از جداييطلبان اهوازي ترتيب داده بود. نام اين برنامه «أحواز، پشت پرده و ابعاد آن» بود كه در آن مصاحبهشونده با شور و حرارت خاصي درباره برخي حوادث و تحرکات جديد تجزيهطلبان خوزستان صحبت ميکرد. وي در اين برنامه تصريح کرد که فعالان گروههاي تجزيهطلب اهواز، دفاتر و مؤسساتي رسمي در ليبي و برخي کشورهاي عربي چون کويت و امارات تأسيس کردهاند و با کمکهايي که اين کشورها و بهويژه ليبي در اختيار آنان قرار ميدهند در پي اهداف جداييطلبانه خويشند. نگاهي اجمالي به تاريخچه رفتار حكومت ليبي نشان ميدهد که اين تحرکات از سوي قذافي تازگي ندارد چرا که از ديماه 1351، دولت آن کشور بهطور علني به حمايت از گروههاي تجزيهطلب در جنوب پرداخته [3] و تحت نام «جبهه آزادي بخش أحواز و عربستان» در نقشههاي جغرافيايي که در ليبي به چاپ رسيده علاوه بر اينکه نام «خليجفارس» را به «خليج عربي» تغيير داده، منطقه خوزستان را نيز بهعنوان يک ناحيه عربي که بايد به اعراب بازگردد، ذکر کرده است. همچنين برخي مقامات ليبيايي كه در اوايل انقلاب و با استفاده از فرصت بهوجود آمده قصد ديدار با برخي از اعضاي اوليه باند مهدي هاشمي را داشتند از طريق اهواز وارد خاك ايران شده بودند. [4]
2- همگان نيک ميدانند که عامل و باني ايجاد نخستين غائله هستهاي و منبع فروش اطلاعات حساس هستهاي ايران به غرب، حكومت ليبي بوده است. اين مسأله را حسن روحاني، دبير وقت شورايعالي امنيت ملي نيز بيان کرده است.[5] جالب آنکه ليبي در آخرين رأيگيري شورايحکام آژانس بينالمللي انرژي اتمي درباره ايران، با دادن رأي ممتنع، به اردوگاه آمريكا و سه كشور اروپايي بر ضد ايران پيوست. اين موضعگيري آنجا جالبتر ميشود كه بدانيم پس از ارسال رايگان فناوريهاي حساس مرتبط با انرژي هستهاي با يك فروند كشتي از طرابلس به آمريكا به دستور قذافي و نيز ارائه نقشه سانتريفيوژها به مقامات آمريكايي، بسياري از كشورهاي غربي خواستار تبعيت ايران از الگوي ليبي و اقدام خفتبار قذافي شدند.
3- در ارديبهشتماه سال 1383 نيز حكومت ليبي برگ ديگري از اقدامات خصمانه خود بر ضد كشورمان را رو كرد. در آن زمان، نماينده دائم جمهوري اسلامي ايران در سازمانمللمتحد طي گزارشي كه براي بررسي به تهران فرستاد اعلام کرد که نماينده ليبي در سازمانملل از طريق ارسال نامهاي محرمانه به رئيس وقت شورايامنيت درخواست كرده تا شکايت سابق عليه ايران درباره جزاير سهگانه خليجفارس مجدداً به جريان بيفتد. اين قضيه به زماني برميگردد که در تاريخ 9/9/1350 حق ايران بر جزاير ابوموسي، تنب کوچک و تنب بزرگ به رسميت شناخته شد اما رژيم ليبي به همراه سه کشور عربي ديگر عليه ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد شکايت کرد که در آن زمان با توجه به حمايت غرب از رژيم حاكم بر ايران، آن شکايت به جايي نرسيد.[6]
4- حكومت ليبي اخيراً پس از اعدام صدام، سه روز عزاي عمومي اعلام و برگزاري هر گونه جشني را به مناسبت عيد قربان ممنوع کرد. اين حكومت همچنين دستور داد پرچمها را نيمهافراشته نگه دارند. قذافي، اعدام صدام را «باطل» خواند و محکوم کرد و دستور داد مجسمهاي از صدام پاي چوبه دار درست کنند تا در کنار مجسمه عمر مختار، قهرمان ملي ليبي، نصب نمايند.[7] اين در حالي است که صدام بهعنوان دشمن درجهيك ايران، طي هشتساله جنگ تحميلي در دوران حکومت خود فجايع فراواني را چه در حق ملت خود و چه عليه جمهوري اسلامي ايران و اعراب مرتکب شد که حتي يادآوري آنها شرمآور است.
5- زماني که قذافي در 28 سال پيش و دقيقاً در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي ايران، امام موسي صدر را ربود، بسياري از دلسوزان انقلاباسلامي هشدار دادند که ربودن ايشان آن هم در اوج بالندگي و قدرت شيعيان لبنان و ايشان در چارچوب طرحي گستردهتر براي جلوگيري از قدرتگرفتن شيعيان در منطقه و مآلا ايران است که بارها نيز هراس خود را از اين مسئله بيان کردهاند. امام راحل(سلاماللهعليه) بهخوبي قذافي را شناخته بودند و هيچگاه به وي اعتماد نکردند. علي جنتي، معاون سابق وزير کشور و سفير فعلي ايران در کويت، در کتاب خاطرات خود به عدماطمينان حضرت امام(سلاماللهعليه) به قذافي اشاره ميکند و ميگويد: زماني که مدت اقامت حضرت امام در پاريس رو به پايان بود، به ايشان پيشنهاد داديم به ليبي بروند. تصور ما اين بود که ايشان از اين پيشنهاد استقبال کنند اما امام خميني نپذيرفتند.[8] اما متأسفانه بايد گفت كه بهرغم تمامي اين اقدامات خصمانه، تا کنون و به دلايلي نامعلوم، مجموعه مواضع و سياستها در پيوند با ليبي، بيانگر رويکردي است که بهشدت با دستورات اكيد و رهنمودهاي امام راحل و نيز سياستها و موضعگيريهاي صحيح در تضاد است و نشانه شتابزدگي در محاسبات و آيندهنگري نادرست متوليان سياست خارجي است. راهبرد جمهوري اسلامي در برابر سياستهاي ليبي بايد بهگونهاي باشد تا مانع هرگونه ضربهاي از سوي ليبي به عزت، حيثيت، منافع و امنيت ملي کشورمان شود. همانگونه که پنج تن از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در تذکري کتبي به وزير امور خارجه خواستار اعتراض به رفتار غلط و موضع ليبي در خصوص اعدام صدام شدند،[9] سياست مماشات در برابر ماجراجويي هاي قذافي اينک پس از 20 سال شکست خورده و يک طرفه است. ادامه مماشات يعني ادامه بستر سازي براي پذيرش و تحمل ضربات بيشتر ليبي. خوش بيني شاه قاجار به تزار روس منطقي تر از خوش بيني ما به رهبر ليبي است.
پينوشتها: [1] فصلنامه اطلاعات سياسي و اقتصادي، مرداد و آبان 1385،ص 294 [2] خبرگزاري کار ايران (ايلنا) ، بخشي از مقاله سليم الحص، نخست وزير اسبق لبنان [3] مباحث کشورها و سازمانهاي بينالمللي/100، ليبي، دفتر مطالعات سياسي و بينالمللي وزارت امور خارجه، ص88 [4] خبرگزاري کار ايران (ايلنا)، مصاحبه با دکتر ابراهيم يزدي، وزير امورخارجه دولت موقت، 26/10/1383 [5] مجله راهبرد، شماره 34، سخنراني حجتالاسلام حسن روحاني [6] مباحث کشورها و سازمانهاي بينالمللي/100، ليبي، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي وزارت امور خارجه، ص88 [7] خبرگزاري کار ايران (ايلنا)، 15/10/1385 [8] پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز زماني که هيأت ليبيايي از حضرت امام خميني(سلامالله عليه) خواسته بودند که اجازه دهند سرهنگ قذافي براي عرض تبريک به ايران بيايد امام پاسخ دادند: من فعلاً به قم مي روم و اين ديدار را به زمان ديگري موکول کنيد. (صحيفه امام جلد6 صفحه357) ايشان همچنين در پاسخ به اظهار نظر حضرت آيتالله موسوي اردبيلي درباره سفر رئيس خودخوانده ليبي به ايران، فرموده بودند: او (قذافي) هنوز مسأله آقا موسي را حل نکرده است؛ چگونه او را بپذيرم؟! [9] خبرگزاري فارس.